پیام های اسمانی شهرستان زابل
مطالب اموزنده وتدریس فعال
قالب وبلاگ
الف)آزمون قرائت شفاهی :

شهریور

پایان ترم (خرداد ماه)

نوبت اول (دی ماه)

یک پرسش قرائت از:

امتیاز

یک پرسش قرائت از

7 نمره

دروس 1 تا 6

-

7 نمره

دروس 1 تا 3

-

7 نمره

دروس 4 تا 6

-

6 نمره

صفحات 342 تا 404 قرآن کریم

7 نمره

دروس 7 تا 12

7 نمره

-

دروس 7 تا 9

7 نمره

-

دروس 10 تا 12

6 نمره

صفحات 342 تا 476 قرآن کریم

6 نمره

-

صفحات 404 تا 476 قرآن کریم

20 نمره

20 نمره

20 نمره

جمع

[ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 ] [ 19:10 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]

جدول بودجه بندی ومجموعه فعالیت ها- نام درس:پیام آسمانی   پایه تحصیلی: هفتم      شعبه کلاس:           سال تحصیلی:1394-1393

ماه

هفته

شماره درس

مواردتدریس و فعالیت

مهر

هفته اول

معارفه

معارفه وآشنائی –ارائه خط مشی کلی برای تدریس وارزشیابی - انجام فعالیت کلاسی-گروه بندی دانش آموزان

 

هفته دوم

درس اول

-تدریس بینای مهربان وانجام فعالیت کلاسی وتعیین تکلیف برای فعالیت جلسه آینده

هفته سوم

درس دوم

 

ارزشیابی و اصلاح خودت را امتحان کن و تدریس درس استعانت از خدا و انجام فعالیت های کلاسی و رفع اشکال و پاسخ به سئوالات احتمالی دانش آموزان

هفته چهارم

ارزشیابی

 بررسی خودت را امتحان کن و رفع اشکالات وارزشیابی کتبی از فصل اول

آبان

هفته اول

درس سوم

بررسی برگه های ارزشیای دانش آموزان وتدریس درس تلخ یا شیرین و انجام فعالیتهای کلاسی

هفته دوم

درس چهارم

ارزشیابی از درس قبل بررسی و اصلاح خودت را امتحان کن تدریس درس عبور آسان و انجام فعالیتهای کلاسی

هفته سوم

ارزشیابی

بررسی خودت را امتحان کن و رفع اشکالات وارزشیابی کتبی از فصل دوم

هفته چهارم

درس پنجم

بررسی برگه های ارزشیابی دانش آموزان و-تدریس درس پیامبر رحمت وپخش کلیپ مربوطه-انجام فعالیت کلاسی

آذر

هفته اول

درس ششم

ارزشیابی شفاهی -اصلاح وبررسی خودت راامتحان کن درس قبل-تدریس اسوه فداکاری وعدالت وپخش کلیپ مربوطه-انجام فعالیت کلاسی

هفته دوم

مرور کلی دروس تدریس شده

مطالعه و فعالیت گروها از دروس تدریس شده رفع اشکالات احتمالی . ارزشیابی گروها از یکدیگر

هفته سوم

درس هفتم

ارزشیابی شفاهی-اصلاح و بررسی خودت را امتحان کن دس قبل-تدریس برترین بانوو انجام فعالیتهای کلاسی

هفته چهارم

ارزشیابی

ارزشیابی فصل3دروس5تا8بصورت کتبی یا شفاهی

دی

هفته اول

ارزشیابی کلی

ارزشیابی کتبی از کلیه دروس(8درس) وایجادآمادگی برای نوبت اول

هفته دوم

رفع اشکال

رفع اشکال کلی کتاب وپاسخ به پرسش های احتمالی همراه بابررسی امتحان قبلی

هفته سوم

و چهارم

 

امتحانات نوبت اول

 

[ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 ] [ 19:7 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
 
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید . 
 
[ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 ] [ 18:43 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
برای دانلود بر روی لینک های  زیر کلیک کنید .

بودجه بندی  عربی هشتم/کلیک کنید

طرح درس روزانه ی عربی هشتم/ کلیک کنید

 

موفق و موید باشید .

 

[ جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ] [ 10:7 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
[ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 ] [ 21:45 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
آزمون آغازین سال هشتم

برای دانلود فایل اینجا کلیکl کنید .

 

 

[ شنبه بیست و دوم شهریور 1393 ] [ 19:45 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]

به نام خدا

سال دوم ، درس اول

معرفه و نکره

نکره :

نکره اسمی است که برای آن شناخته شده و مشخص نیست و یکی از بارزترین علامت های آن تنوین می باشد اما این تنوین همیشه نشانه نکره رجوع کردن به انواع معرفه هاست .

معرفه :

اسمی است که شناخته شده و مشخص باشد و به 6 نوع تقسیم می شود :


لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید .


ادامه مطلب
[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 19:7 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
نمونه سوالات پیام های اسمان سوم راهنمایی برای دانلود اینجا کلیک کنید .



موضوعات مرتبط: سال سوم راهنمایی
[ دوشنبه چهارم آذر 1392 ] [ 16:56 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
دانلود نمونه سئوال درس اول
دانلود
منبع اصلی دانلودانتشارات بین المللی آبرنگ

موضوعات مرتبط: سال هفتم متوسطه (1)
[ چهارشنبه یکم آبان 1392 ] [ 20:24 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
[ چهارشنبه یکم آبان 1392 ] [ 20:18 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]


روزی بود و روزگاری. در دیاری پادشاهی زندگی می کرد . روزی از راهی می گذشت و هیزم شکنی را دید. پادشاه به هیزم شکن گفت داری چه کار می کنی؟ گفت : در حال شکستن هیزم هستم برای به دست آوردن مخارج زندگیم. هیزم شکن به پادشاه گفت: شما در حال انجام چه کاری هستی؟ پادشاه گفت :در حال پادشاهی.

هیزم شکن مودبانه در پاسخ گفت: تا کی می خواهی به پادشاهی ادامه بدهی؟ آخر روزی به پایان خواهد رسید. بهتر است کاری را یاد بگیری و همیشه متکی به مردم نباشی.

پادشاه از هیزم شکن جدا شد و به راه خود ادامه داد و به حرف های هیزم شکن خوب فکر کرد و از روز بعد شروع کرد به یاد گرفتن حرفه های مختلف.

تا این که روزی در راهی گرفتار دزدان و راهزنان شد و او را به اسارت بردند.و هرچه همراه داشت از او گرفتند و خواستند که او را بکشند.

اما پادشاه گفت مرا نکشید و به من مجال دهید من می توانم برایتان کار کنم دزد ها از او پرسیدند چه کاری می توانی انجام دهی؟ پادشاه گفت: در قالی بافی مهارت دارم.

دزدان وسایل مورد نیاز را در اختیار پادشاه قرار دادند و او شروع به قالی بافی کرد.

روز ها پشت سر هم می گذشت و پادشاه مشغول قالی بافی بود و هیچ یک از خانواده ی او هم از محل اسارتش خبر نداشت تا به کمکش بیایند.

بعد گذشت چند ماه پادشاه توانست قالی را ببافد او با زیرکی نشانی محل اختفای خود را بر روی قالی نوشته بود.

قالی را به دست دزدان داد و گفت این را اگر به قصر پادشاه ببرید با قیمت خوبی از شما می خرند.

دزدان که سواد نداشتند نوشته های روی قالی را بخوانند قالی را به قصر برده و فروختند. همسر پادشاه وقتی قالی را نگاه کرد فهمید که شوهرش را کجا پنهان کرده اند و سربازان فراوانی را به سوی محل فرستاد و پادشاه را نجات دادند.

پس از آزادی پادشاه به یاد هیزم شکن افتاد که عمل کردن به نصیحت او باعث شده بود زندگیش نجات پیدا کند.

هیزم شکن گفته بود: از فکر خود استفاده کن نه از زور بازوی دیگران.


موضوعات مرتبط: داستان
[ جمعه نوزدهم مهر 1392 ] [ 13:16 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]

1 - ترجمْ هذه العباراتِ إلي الفارسيةِ: ( 2 )

ج)أوْ كَظُلُماتٍ في بحرٍ لُجّيٍّ يغشاهُ موجٌ مِن فوقِه موجٌ.

د)كانتِ الفتاةُ  تَشعُرُ بالكآبةِ والحزنِ الشَّديدِ.

ب: إنتصرَ المسلمونَ في الحربِ ، يُحصي شهداءُ ساحة المعركة .

ج: لن يقتربُ أحدٌ مِن رسول اللهِ والرمَيصاءُ لها عِرْقٌ يَنبُضُ .

 

2- إنتخبْ الترجمة الصحيحة: (1 )

1- إعملْ عملَ مَن يَعلَمُ :                                               

 الف)عمل كسي راانجام بده كه مي داند.                     ب)مانندعمل كردن كسي كه مي داندعمل كن.

2-خرجَ المعلِّمُ و قدعَلَّمَنا أشياءَ كثيرةً:

الف) معلم خارج شد درحالي كه مطالب بسياري رابه ما آموخت.

 ب)معلم خارج شد ومامطالب بسياري آموختيم.

 

3- ترجم الكلماتِ:  ( 1)

1-     پادماده:...... 2- مردان درس ناخوانده:......          3-الشِّحنةُ : ....           4-الکابه:....

 

4- إقرأ النّصَّ ثمَّ أجبْ عن الأسئلةِ: ( 1 )

كانتِ الشَّمسُ في وسطِ السَّماءِ وكان الفارسُ يُواصِلُ طريقَهُ بصُعُوبةٍ .واجَهَهُ في الطّريقِ رجلٌ و طلبَ مِن الفارسِ مُلتمِساً أن يحملَه مَعَه .فقَبلَ الفارِسُ وهو فرحٌ بِعملِه.

1-أينَ كانتِ الشَّمسُ؟                         2-ماطلبَ الرَّجلُ مِن الفارسِ؟

3-كيفَ قَبِلَ الفارسُ طَلَبَ الرَّجلِ ؟              4-عيِّن في النّصِّ «حالاً مفردةً»

 

5- أكتبْ:5/0

1- مُرادف:البرِّ:..............           2-متضاد:الدّارُ الباقيةُ:..........

6- عيّن المفعول َالمطلقَ وبيّن نوعَه والمفعولَ فيه في العباراتِ:  (75/.)

ألآن  نري أساليبَ دعوتِه يَختلِفُ بعضُها عن بعضٍ إختلافاً كبيراً.شكراً للهِ. أينَ تذهبُ؟

 

7- عيّن الحالَ وصاحبَها:5/0    بَعَثَ اللهُ النبيّينَ مُبشّرينَ.

 

8- صحِّح الأخطاءَ مع بيان السّببِ: ( 1 )

     1-المؤمناتُ يَدخلنَ الجَنّةَ شاكرةً.     2-أليومُ أكملتُ لكم دينَكم.

 

9- شكّلْ ماأشير أليه بخطٍ:  (كلمات مشخص شده راحركت گذاري كنيد)  (5/.)                                                                 

 أسمعتم أنّ خليفة المسلمينَ يَأ تي إلي مدينة الأنبار.

 

10- للإعرابِ و التحليل الصّرفي ما أشيرَ إليه بخط: (2 ) 

                                إنّ  الأرض  يرثها عبادي الصالحونَ .

            التحليل الصرفي                              الإعراب

إنّ:................................................/.....................

 

الأرض:.............................................../....................

 

يَرثُ:................................................/....................

 

الصالحونَ:............................................./...................

 

 



موضوعات مرتبط: سال سوم راهنمایی
[ یکشنبه چهاردهم مهر 1392 ] [ 20:37 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
داستان نقطه گذاری

مرد ثروتمندي بود كه فرزندی نداشت. به پایان زندگیش رسیده بود، کاغذ و قلمی برداشت تا وصیت نامه خود را بنویسد:

«تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم نه برای برادر زاده ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران»

اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آن را نقطه گذاری کند. پس تکلیف آن همه ثروت چه می شد؟

برادر زاده او تصمیم گرفت. آن را اینگونه تغییر دهد:

«تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم؟ نه! برای برادر زاده ام. هرگز به خیاط. هیچ برای فقیران».

خواهر او که موافق نبود آن را اینگونه نقطه گذاری کرد:

«تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم. نه برای برادر زاده ام. هرگز به خیاط. هیچ برای فقیران».

خیاط مخصوصش هم یک کپی از وصیت نامه را پیدا کرد  و آن را به روش خودش نقطه گذاری کرد:

«تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم؟ نه. برای برادرزاده ام؟ هرگز. به خیاط. هیچ برای فقیران».

پس از شنیدن این ماجرا فقیران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند:

«تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم؟ نه. برای برادر زاده ام؟ هرگز. به خیاط؟ هیچ. برای فقیران».

نكته اخلاقی:

به واقع زندگی نیز این چنین است:

او نسخه ای از هستی و زندگی به ما می دهد که در آن هیچ نقطه و ویرگولی نیست و ما باید به روش خودمان آن را نقطه گذاری کنیم.

از زمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاری ها دست ماست.

[ یکشنبه چهاردهم مهر 1392 ] [ 19:59 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
 

کلاس ضمن خدمت بررسی کتاب عربی پایه  اول (هفتم) انشالله در اینده ایی نزدیک برگزار خواهد شد . همکاران محترم با سرگروه در ارتباط باشند .

[ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392 ] [ 12:31 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
سايه حق

سلام عشق

سلامت تن

سرمست بهار

سكوت دعا

سرور جاودانه اين است هفت سين اريايي........

عید بر همگان مبارک باد

[ پنجشنبه یکم فروردین 1392 ] [ 23:22 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]

فرشتگان بجاى عبد اللَّه حج نموده‏اند

«ابن جوزى حنبلى» در «تذكرة الخواص» آورده كه: «عبد اللَّه بن مبارك» در يك سال حجّ مى‏كرد و در يك سال جهاد، و اين كارش پنجاه سال طول كشيد و در سالى به حج رفت و پانصد دينار با خود برد تا در كوفه شتر بخرد و به حج برود.در اين ميان زنى علوى را در جاى نامناسبى ديد، كه پر يك مرغابى را مى‏كند.عبد اللَّه نزد او رفت و گفت: چرا چنين مى‏كنى؟ گفت: به كارى كه به تو مربوط نمى‏شود، مپرس؟

عبد اللَّه گفت: اصرار كردم، تا سرّ كارش را بگويد، گفت: عبد اللَّه، مجبورم كردى تا سرّ خود را فاش كنم؟

من زنى علويه هستم و چهار دختر يتيم دارم كه در اين ايّام پدرشان درگذشته است، و امروز چهار روز است كه چيزى نخورده‏ايم؟! و اكنون گوشت «ميته» بر ايمان حلال شده؟ و حال مى‏خواهم اين ميته را ببرم، تا بچه‏ها بخورند؟عبد اللَّه گويد: با خود گفتم: واى بر تو، كجا چنين فرصتى براى خدمت پيدا مى‏شود؟ به او گفتم: دامنت را بگشا، و سپس همه دينارها را در دامنش ريختم، و چنان خوشحال شد، كه نمى‏دانست چطور راه برود.

وى مى‏گويد: به منزل بازگشتم و از فكر حجّ بيرون آمدم، و بعد راه شهر خويش را در پيش گرفتم، و در آنجا ماندم، تا مردم بازگشتند و براى ديدن دوستان و همسايگانم كه از حجّ بازگشته بودند از خانه بيرون آمدم، و به هر كدام، مى‏گفتم: حجّت قبول، مى‏گفت: خدا حجّ تو را هم قبول كند، و ما تو را در فلان مكان ديديم؟ و آنقدر گفتند: تا من حيران شدم.

آنگاه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديدم كه مى‏فرمود: اى عبد اللَّه گرفتارى فرزندانم را برطرف كردى، حال از خدا خواسته‏ام، تا فرشته‏اى به صورت تو به انجام حجّ بفرستد و هر ساله تا قيامت از طرف تو آن را انجام دهد، چه به حجّ بروى و چه نروى؟!.

نتايج خدمت به سادات‏

داستانى ديگر را «ابن جوزى» نقل مى‏كند كه: در بلخ مردى علوى زندگى مى‏كرد تا اينكه بيمار شد و بعد از دنيا رفت.همسرش گفت: با دخترانم به سمرقند رفتم، تا مردم كمتر ما را سرزنش كنند اتفاقا در سرماى شديد وارد اين شهر شدم و دخترانم را به مسجد بردم و خودم براى تهيّه چيزى بيرون آمدم.ديدم مردم در اطراف شيخى اجتماع كرده‏اند، پرسيدم: او كيست؟گفتند: شيخ شهر است.من نيز نزد او رفتم و حال و روزم را شرح دادم، ولى او گفت: دليلى بر سيادتت بياور؟ و توجّهى به من نكرد و من هم به مسجد بازگشتم.در راه پير مردى را در مغازه‏اى ديدم كه تعدادى در اطرافش جمع‏اند، پرسيدم: او كيست؟ گفتند: او شخصى مجوسى است، با خود گفتم: نزد او بروم شايد فرجى شود؟ لذا نزد وى رفته و جريان را شرح دادم.

او خادم را صدا زد و گفت: برو و همسرم را خبر كن، تا به اينجا بيايد، پس از چند لحظه بانويى با چند كنيز بيرون آمد.شوهرش به او گفت: با اين زن به فلان مسجد برو و دخترانش را به خانه بياور؟سيده مى‏گويد: همراه اين زن به منزل او آمديم و جايى را در خانه‏اش به ما اختصاص داد و به حمام برد و لباسهاى فاخر بر ما پوشاند و انواع خوراكها را به ما داد و آن شب را به راحتى سپرى كرديم.

در نيمه‏هاى شب شيخ مسلمان شهر در خواب ديد، قيامت برپاست و پرچم پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر بالاى سرش بلند شد.در آنجا قصرى سبز را ديد و پرسيد: اين قصر از آن كيست؟

پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: از آن يك مسلمان است.

شيخ جلو مى‏رود و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از او روى مى‏گرداند عرض مى‏كند: يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم من مسلمانم چرا از من اعراض مى‏كنى؟

فرمود: دليل بياور كه مسلمانى؟شيخ سرگردان شد، و نتوانست چيزى بگويد.پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: فراموش كردى، آن كلامى را كه به آن زن علوى گفتى؟ واين قصر از آن آن مردى است كه اين زن در خانه او ساكن شده؟ در اين موقع شيخ از خواب بيدار شد و بر سر و صورت خود مى‏زد و مى‏گريست.آنگاه خود و غلامانش براى يافتن زن علوى در سطح شهر به تجسّس پرداختند، تا اينكه فهميدند، او در خانه يك مجوسى است.شيخ نزد مجوسى رفت و تقاضاى ديدن وى را نمود، مجوسى گفت:نمى‏گذارم او را ببينى؟ شيخ گفت: مى‏خواهم اين هزار دينار را به او بدهم.گفت: نه، اگر صد هزار دينار هم بدهى نمى‏پذيرم.وقتى اصرار شيخ را ديد، گفت: همان خوابى را كه ديشب تو ديده‏اى من هم ديده‏ام، و سوگند به خدا من و همه اهل خانه به دست او مسلمان‏شده‏ايم و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديدم كه فرمود: اين قصر منزل آينده تو است.

منبع :إرشاد القلوب ترجمه سلگى ج‏2

حقوق والدين

از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله سؤال شد: كدام كس حقش بر مرد بزرگتر است فرمود: پدر و مادر.

امام باقر عليه السّلام فرمود: اگر مردى در حال حيات به پدر و مادرش نيكى كند و بعد از مرگ آنها براى آنان طلب مغفرت نكند عاق خواهد بود و اگر در حال حيات آنها عاق بوده و ليكن بعد از مرگ براى آنها طلب مغفرت كند جزء نيكوكاران محسوب مى‏شود.

از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله سؤال شد. حق پدر بر فرزند چيست؟ فرمود: او را بنامش نام نبرد و مقابل او حركت نكند و جلوتر از او ننشيند، و او را فحش ندهد.

امام صادق عليه السّلام فرمود: شما بايد به پدر و مادر خود نيكى كنيد چه‏ زنده باشند و چه مرده، از طرف آنها نماز بگذارد و صدقه بدهد

و حج بجاى آورد و روزه بگيرد و او هر چه براى والدين خود انجام دهد خودش نيز بهره‏مند خواهد شد و زياد خواهد ديد.

شخصى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از نيكى والدين پرسيد، رسول خدا سه بار فرمود: به مادرت نيكى كن و سه بار هم فرمود: به پدرت نيكى كن و مادر را قبل از پدر نام برد.

مردى خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله آمد و گفت: مرا وصيت كن فرمود:

به خداوند شرك نياور اگر چه تو را به آتش بسوزانند و عذاب كنند باز هم دل خود را از ايمان خالى مكن و مطمئن باش.

ديگر اينكه به پدر و مادرت نيكى كن و آن‏ها را مورد محبت و احسان خود قرار بده و براى آنها وسائل راحتى فراهم كن چه زنده باشند و چه مرده اگر امر كنند كه مال و ثروت خود را در فلان طريق مصرف كن بايد اطاعت كنى.

معمر بن خلاد گويد: به امام رضا عليه السّلام عرض كردم، براى پدر و مادرم كه حق را نمى‏شناسند دعا كنم؟ فرمود: براى آنها دعا كن و صدقه بده اگر زنده هستند و حق را هم نمى‏دانند باز هم با آنها مدارا كنيد، زيرا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند خداوند مرا به رحمت مبعوث فرموده نه عاق والدين.

مردى خدمت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله عرض كرد: به كه نيكى كنم فرمود: به مادرت، گفت: بعد فرمود: مادرت، گفت: بعد، فرمود: مادرت سپس گفت: بعد، فرمود: پدرت و بعد از آن هر كس كه نزديك‏تر مى‏باشد.

زكريا بن ابراهيم گويد: من نصرانى بودم و مسلمان شدم، بعد براى حج به مكه رفتم و خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم و عرض كردم من نصرانى بودم و اينك مسلمان شده‏ام، فرمود: در اسلام چه ديدى كه مسلمان شدى؟

گفتم: در قرآن خواندم كه فرموده: ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ فرمود: خداوند شما را هدايت كرده، بعد گفت بار خدايا او را هدايت كن و سه بار اين جمله را تكرار كردند.

بعد فرمود: اينك هر چه مى‏خواهى بپرس گفت: پدرم، مادرم و خانواده‏ام نصارى هستند، مادرم نابينا هست، من با آنها زندگى مى‏كنم و در خانه غذا مى‏خورم آيا اين چه صورتى دارد؟ فرمود: آيا آنها گوشت خوك مى‏خورند گفتم: خير در خانه آنها گوشت خوك مصرف نمى‏شود. فرمود: پس حالا كه آنها گوشت خوك مصرف نمى‏كنند مانعى ندارد كه شما با آنها زندگى كنيد و غذاى آنها را بخوريد، به مادرت محبت كن هر گاه درگذشت او را بديگرى وانگذار. خود كارهاى دفن و كفن او را انجام بده و به كسى نگو كه مرا ملاقات كرده‏اى، و در منى بار ديگر نزد من بيا گويد: من در منى خدمت آن حضرت رسيدم مردم پيرامون او را گرفته بودند و از وى مرتبا سؤال مى‏كردند و او مانند معلم كودكان به همه پاسخ مى‏داد.

از مكه مراجعت كردم و وارد كوفه شدم به مادر بسيار محبت نمودم.

غذا برايش آماده مى‏كردم و لباسش را تميز مى‏نمودم و خدمت‏كارى برايش مى‏كردم، يكى از روزها گفت اى فرزند: اين عمل را تاكنون با من نداشتى با اين كه همدين من بودى، اما از وقتى كه مسلمان‏شده‏اى محبت تو زياد شده است.

گفتم: مادر مردى از فرزندان پيغمبر ما به من امر كرد اين كارها را انجام ده، گفت: آن مرد پيغمبر است؟ گفتم: فرزند پيغمبر است. گفت: اى فرزند اين وصيت انبياء مى‏باشد، گفتم: اى مادر بعد از پيغمبر ما ديگرى پيغمبرى نيست، و او فرزند پيغمبر است گفت: اى فرزند دين تو بهترين اديان است عرضه كن تا من هم اين دين را قبول كنم.

من اسلام را بر او عرضه كردم و او هم قبول كرد و نماز را به او تعليم دادم او نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند بعد حالش تغيير كرد و گفت اى پسر آن چه را به ما تعليم كردى بار ديگر تكرار كن من براى او گفتم: او به اسلام اقرار كرد و درگذشت، صبح مسلمانان او را غسل دادند و كفن كردند و خودم بر او نماز گزاردم و به خاك سپردم.

امام صادق عليه السّلام فرمود: خواهر رضاعى رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله نزد آن‏ جناب آمد، پيغمبر اكرم هنگامى كه او را ديد خوشحال شد و پارچه‏اى كه با خود داشت پهن كرد و او را روى آن نشانيد بعد متوجه شد و با او بگفتگو پرداخت.

بعد از آن برخاست و رفت بعد از چند لحظه برادرش آمد و رسول اكرم احترامى را كه به خواهرش كرده بود براى او انجام نداد. گفته شد يا رسول اللَّه به خواهر بيشتر از برادر احترام گذاشتى؟ فرمود: او پدر و مادرش را بيشتر از برادرش دوست مى‏داشت.

فرمود: به پدر و مادر نيكى كنيد تا فرزندان شما به شما نيكى كنند، از زنان مردم چشم بپوشيد تا از زنان شما چشم بپوشند.

فرمود: سه چيز را بايد اداء كرد امانت را به نيكوكار و بدكار بايد برگردانيد و عهد و پيمان را بايد بآخر رسانيد چه نيكوكار باشد و يا بدكار به پدر و مادر هم بايد نيكى كرد چه بدكار باشد چه نيكوكار.

رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمود: از عقوق والدين بترسيد، بوى بهشت از هزار سال راه به مشام آدمى مى‏رسد ولى عاق والدين و قاطع رحم و پيرمرد زناكار و كسى كه از روى تكبر جامه‏هاى خود را بر زمين مى‏كشد بوى بهشت را استشمام نمى‏كنند بزرگى مخصوص خداوند است كه جهانيان را آفريد.

امام صادق عليه السّلام فرمود: پائين‏ترين مرحله عاق گفتن كلمه اف مى‏باشد و اگر كلمه‏اى نازل‏تر از اين بود خداوند آن را تذكر مى‏داد.

رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمود: خداوند بر آن بنده‏اى رحم مى‏كند كه به پدر و مادر خود كمك كند، شخصى را رحمت مينمايد كه فرزندان خود را طورى بار بياورد كه به او مساعدت كنند خداوند بيامرزد آن همسايه‏اى را كه به همسايه‏اش احترام بگذارد.

خداوند رحمت كند رفيقى را كه به رفيقش كمك كند و او را يارى نمايد خداوند رحمت آورد بر شريكى كه با شريك خود همكارى كند و به او خيانت روا ندارد خداوند رحمت كند آن مردى را كه با اعمال خود سلطانى را وادار كند كه به او نيكى كند.

امام صادق عليه السّلام فرمود: هر كس مى‏خواهد كه در هنگام جان دادن راحت بميرد بايد از خويشاوندان خود دلجوئى كند و به پدر و مادرش نيكى نمايد، هر گاه چنين باشد مرگ بر او آسان مى‏گردد و در زندگى فقير نخواهد شد.

موسى بن عمران عليه السّلام عرض كرد: بار خدايا به من وصيت كن. فرمود:

وصيت من اين است كه در زندگى به من توجه داشته باشى و سه بار اين جمله را تكرار كردند بار ديگر موسى گفت: مرا نصيحت فرما خداوند سه بار فرمود: به مادرت نيكى كن بار ديگر عرض كرد: خداوندا باز هم بفرما خداوند فرمود: به پدرت نيكى كن، از اين جا معلوم مى‏گردد كه حق مادر از پدر زيادتر است.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: خدا با خوشنودى والدين خوشنود است و با خشم آنها خشمگين است.

فرمود: هر فرزندى كه به نظر محبت به پدر و مادر خود نگاه كند يك حج مقبول در نامه عمل او نوشته مى‏شود گفتند: يا رسول اللَّه اگر چه روزى صد بار اين عمل تكرار شود فرمود: آرى خداوند بزرگ‏تر و پاك‏تر از اين‏ها مى‏باشد.

فرمود: هر كس به مادر و پدر نيكى كند خداوند بر طول عمر او مى‏افزايد.

امام صادق عليه السّلام فرمود: حق والدين بر فرزند اين است كه قرض‏هاى والدين را اداء كند و نذر آنها را انجام دهد و آن‏ها را دشنام ندهد، هر گاه اين اعمال را انجام داد نيكوكار هست و اگر پس از مرگ آنها اين كارها را نكرد عاق مى‏باشد اگر چه در حال حيات نسبت به پدر و مادر نيكوكار بوده است.

از امام جعفر صادق عليه السّلام سؤال شد معنى آيه شريفه‏ وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً چه هست؟ فرمود: احسان اينست كه با آنها بخوبى و نيكى رفتار كنيد

و آنها را به سختى و مشقت نيفكنيد. و اگر احتياجى دارند برآوريد و اگر بى‏نياز هم باشند باز به آنها برسيد مگر خداوند متعال نفرموده: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ‏.

فرمود: اما آيه شريفه: إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما اين است كه اگر تو را ناراحت كردند به آنها حتى اف هم نگوئيد و اگر تو را مضروب كردند آنها را ترك مكن و با آنها مدارا نما و براى آنان از خداوند طلب مغفرت كن.

فرمود: معنى‏ وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ اين است كه با نظر خشم و غضب به آنها نگاه نكنى و صدايت را نزد آنها بلند نگردانى و دست خود را بالاى دست آنها نگيرى و قبل از آنها از جايت برنخيزى.

حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود: من حاضرين از امت خود را به غائبين آنها و كسانى كه در پشت پدرها و رحم مادرها مى‏باشند تا روز قيامت وصيت مى‏كنم كه به مادر و پدر خود نيكى كنند، اگر چه دو سال راه بروند تا خود را به والدين برسانند زيرا نيكى به پدر و مادر از امور دينى است.

عربى خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله آمد و گفت: يا رسول اللَّه آمده‏ام به اسلام بيعت كنم فرمود: بايد پدرت را بكشى، اعرابى دست خود را نگهداشت، رسول خدا بطرف مردم روى آورد و با آنها به صحبت مشغول شد.بار ديگر اعرابى سخن خود را تكرار كرد و رسول اكرم همان سخن اول را در جواب او گفت وى باز دست خود را نگهداشت و بار ديگر رسول اكرم با مردم بگفتگو پرداخت باز همان گفتگو تكرار شد اين دفعه مرد عرب گفت:باشد قبول مى‏كنم و بيعت كرد.

در اين جا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله گفت: من امر بكشتن پدر نمى‏دهم، شما بايد پس از اين نسبت به پدر و مادرت مهربان باشى و به آنها به نيكى معاشرت كنى و اين آيه شريفه را قرائت كردند: وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِينَ‏ وَلِيجَةً.

رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمود: هر كس با نظر تندى به پدر و مادر نگاه كند عاق است.

فرمود: هر كس با نظر خشم به والدين خود بنگرد و آنها از وى راضى نباشند نمازش پذيرفته نيست.

فرمود: هنگامى كه روز قيامت شود پرده‏اى از پرده‏هاى بهشت برداشته مى‏شود بوئى از آن بيرون مى‏گردد كه تا پانصد سال مسافت مى‏رود، فقط كسانى از اين بو محروم هستند كه عاق والدين باشند.

امام باقر عليه السّلام فرمود: پدر من مردى را ديد كه با فرزندش راه مى‏رفت و فرزند به شانه پدر تكيه زده، امام سجاد عليه السّلام تا هنگام مرگ به آن فرزند نگاه‏ نکرد.

منبع: مشكاة الأنوار ترجمه عطاردى، ص: 155تا149


موضوعات مرتبط: سال سوم راهنمایی
[ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ 15:56 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
امتحان پیام اسمانی سال سوم مدرسه راهنمایی تیز هوشان علامه ی حلی  اسفند ماه91

نام و نام خانوادگی ........

1- چرا حضرت علی (ع)شایسته ترین فرد برای هدایت مردم پس از رسول خدا است ؟

2- چهار نکته ی مهم حدیث ثقلین را بنویسید 

3-خداوند اولین معلم قران را چه کسی قرار داده است چرا و مردم سایر زمان ها برای بهرمندی از راهنمایی قرآن چه باید بکنند ؟

4- چرا در روز غدیر خم کافران و منافقان از نابودی دین  اسلام نا امید شدند ؟

5- در خطبه ی غدیر خم پیامبر اکرم (ص) ابتدا در مورد چه چیز هایی اقرار کردند و و این اقرار ها نشان دهنده ی چیست ؟

6- چهار  مورد از نکته های شگفت انگیز واقعه ی غدیر خم را بنویسید

7- چرا پیامبر دستور داد سه روز در غدیر خم توقف کنند و چرا پیامبر تاکید کرد همه آنچه را شنیدیند برای بقیه ی مسلمانان باز گو کنند ؟

8- ویژگی های هدایتگران واقعی مردم از نظر امام صادق (ع) را بنویسید

9- چرا مردم باید از ولی فقیه پیروی کنند ؟

10- چرا دعا کردن مورد توجه بزرگان است ؟ چهار مورد

11- از ثمرات و فواید دعا کردن چهار مورد را بنویسید

12- آداب دعا کردن را کامل بنویسد

13- امام باقر (ع) قبل از اینکه دعا بکنند چه آدابی را رعایت می کردند ؟

14- علت برآورده نشدن  برخی از دعاهای ما چیست؟

15- ثمرات نیکی به پدر و مادر را بنویسید سه مورد

16- سه کار معنوی همراه با بازتاب ان اعمال را بنویسید

۱۷-شعر "دست از طلب ندارم ُتا کام دل براید     یا جان رود ز جانان یا جان ز تن در اید " به کدام قسمت از دعا کردن اشاره دارد ؟

جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنید

نزدیک ترین دعا به اجابت دعای کسی است که در پنهانی  صورت گیرد و برای ..............دعا کند

هر کار نیک  را که انجام می دهیم در واقع به خودمان ..........................کرده ایم

اگر پدر و مادر انجام کاری را بخواهند که  ....................... دیگر نمی توان از آنان اطاعت کرد.

 

[ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ 15:26 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ 15:14 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ 15:12 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ 15:12 ] [ عیسی پهلوان ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اينجانب عیسی پهلوان سرگروه ديني ،عربي و قرآن شهرستان زابل و مدرس دوره هاي ضمن خدمت ديني ،هدف ازایجاد این وبلاگ تعامل باهمکاران محترم درتدریس درس عربی و قران و دینی و ارائه ی روش های نوین تدریس با بهره مندی از تجربه های گرانقدر همکاران است . امید است با ارائه ی نظریات و پیشنهادات مفیدتان بنده را یاری فرمایید .
لینک های مفید
امکانات وب